پرودنس

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان آبجي لز
 
همکلاسی من (داستان) – Persian Epoch Times
persian.epochtimes.com/arts…/همکلاسی-من-داستان-33678.html
Translate this page
Oct 3, 2016 – یادم می یاد که یک روز در زنگ تفریح، این دوستم از من پرسید که چند خواهر و برادر دارم و من پاسخ دادم که یک خواهر و یک برادر کوچک تر از خودم دارم. صحبت همان جا تمام شد و به دلایلی به یاد می‌آورم که این دوست عزیز من مداوم از خانواده ا‌ش برای من حرف میزد، از اینکه پدر و مادر خوبی داشت، یک خواهر و یک برادر داشت، رفاه نسبی …
داستان مادر و خواهرم – 4 – بدر و هلال
https://babakus.wordpress.com/2013/05/30/داستان-مادر-و-خواهرم-4/
Translate this page
May 30, 2013 – جدایی پدر و مادرم. عامل اصلی از هم پاشیدن زندگی پدر و مادرم، مادر بزرگم بود. یِک از این جهت که دخترش را لای پنبه، نازپرورده وخودخواه بزرگ کرده بود و دوم برای اینکه وقتی دکترهای ایران پدرم را – در سی یا 31 سالگی – جواب کردند و مجبور بود برای رفتن به فرنگ خانه اش را بفروشد، مادر بزرگم – خانم مامان – جلوی دخترش را …
خواهر نازنینم – شهوانی
https://shahvani.com/content/خواهر-نازنینم
Translate this page
خواهر نازنینم. 1392/5/7. خواهر. تقدیم به تمام کسانی که خواهر دارند و این نعمت را قدر میدانند. جلو آینه ایستاده بود داشت موهاشو شونه میکرد آروم بهش نزدیک شدم .گفت سلام داداش صبح بخیر .بدون این که …. TEACHER. 4 سال،9 ماه. None. با اینکه مثلا قصدت خیر بود از نوشتن این داستان ولی مزخرف بود همراه با غلط املایی و یه کم هم هندی وار بود.
لز با خواهرم
https://shahvani.com/dastan/لز-با-خواهرم
Translate this page
Aug 10, 2011 – اونسال وقتي كه امتحان ها تموم شد و معلوم شد كه من از هيچ درسي نيفتادم از اصفهان راه افتادم به طرف خونه (شيراز) اولين كاري كه كردم رفتم حموم بعد از شستن خودم وقتي كه خواستم بيام بيرون يك فكري به ذهنم رسيد و چون خيلي حشري بودم و چند مدتي بود كه خودم رو ارضا نكرده بودم قبول كردم كه اجراش كنم خواهر كوچيكم (كه 6 سال از …
آبجی کوچیکه | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/2010/07/10/آبجی-کوچیکه/
Translate this page
Jul 10, 2010 – من رضا هستم و 29 سالمه ومجرد. یه خواهر دارم که 25 سالشه ولی متاهله .این قضیه مال پارساله من خیلی دوست داشتم با خواهرم سکس داشته باشم اونم اینو می دونست چون بارها به بهونه های مختلف مالیده بودمش . یه روز که رفته بودم خونشون از صبح تو کفش بودم اونم بیحال افتاده…

 







NS