پرودنس

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان منو مادرم جديد
 
من و مامان فاطمه
https://shahvani.com/dastan/من-و-مامان-فاطمه
Translate this page
Apr 22, 2014 – مادرم یه کشیده ی دیگه بهم زد دستمو گرفت برد نشوند رو مبل نشست جلوم با عصبانیت ضرر های جلقو بهم می گفت !آخرای حرفش بود که گفت :حالا چون به سن 18 رسیدی فکر می کنی می فهمی ! با دستش یه سیلی به روی کیرم زد و منو درد گرفت بهمگفت می بینی چه اندازه ای شده دیوونه ضرر داره باباتم مثل تو اونقدر زده که حالا …
داستان من و مامان مونا – انجمن های فارس پاتوق
www.farspatogh.ir › … › کانال شعر و ادبیات › نثر-داستان-حکایت
Translate this page
Aug 19, 2017 – داستان منو مامان مونا داستان من و مونا داستان خوب من و مامانش سلام دوستای خوبم من باز اومدم با داستان و خاطره یکی از بچه هایی که الان از دوستای خوبمه،…
داستان زیبای من و مامان نگین 18+ – ایران ناز
www.irannaz.com/my-beautiful-mommys-story-and-setting-18.html
Translate this page
سلاممن بابک هستم و 16 سالمهاز زمانی که به دنیا اومدم پدرم فوت شده بود و من و مامانم تنها زندگی می کنیممن تا حالا فکر می کردم بابام خیلی پولدار.
دسته‌بندی $قصه های من و مامانم$ – ( ‿ )برای یک لحظه ازادی( ‿ )
love-germany-2006.blogsky.com/category/cat-1
Translate this page
May 1, 2011 – (اگه نخونی از دستت میره ها…….) چند روزی می شد که مامانم خیلی تو فکر بود و می دیدم دائم. داره. با خودش حرف میزنه و می ره جلوی اینه خودشو ورانداز می. کنه.مطمئن بودم حتما”نقشه ای تو سرشه، ولی نمی دونستم باز. چه. خوابی برای من و بابای طفلکی ام دیده، هی خدا خدا می کردم. چیز. مهمی نباشه و همه چی ختم بخیر بشه. تا یه روز عصر …
سکس مامان جندم | داستان سکسی
https://dastan021.tumblr.com/post/159955982062/سکس-مامان-جندم
Translate this page
Apr 24, 2017 – سکس مامان جندم. سلام من الان بیست و نه سالمه داستان برمیگرده به تقریبا چهارده سالگیم.من یه پسر سفید با کون بزرگ که از بچگی همه توو کفم بودن البته چن نفر هم موفق شدن بکنن منو اما همیشه لاپایی.من با سه تا خواهر از خودم بزرگتر و مادرم توو شهرستان زندگی میکنیم پدرم از مادرم جدا شده ما اون وقتا فکر میکردیم اشکال …
مادرم به زنم حسودي ميكنه | داستان سكسي

 







NS