پرودنس

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


داستان من خواهرم بهاره
 
آبجی کوچیکه | داستان سکسی
https://iranaks.wordpress.com/2010/07/10/آبجی-کوچیکه/
Translate this page
Jul 10, 2010 – من رضا هستم و 29 سالمه ومجرد. یه خواهر دارم که 25 سالشه ولی متاهله .این قضیه مال پارساله من خیلی دوست داشتم با خواهرم سکس داشته باشم اونم اینو می دونست چون بارها به بهونه های مختلف مالیده بودمش . یه روز که رفته بودم خونشون از صبح تو کفش بودم اونم بیحال افتاده بود و می گفت به خاطره بهاره و آب و هوای گرم و استفاده …
بهار | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/26/بهار/
Translate this page
Jun 26, 2011 – نگاهش كردم نگاهشو زود ازم دزديد گفت بريم تو اتاق من، اين اتاق نمونيم كه معلوم نباشه تلی حرفيديم! رفتيم تو اتاق بهار، همون كه گفتم پنجره ی بزرگ رو به حياط داره، به حياطشون يه نگاه ديگه انداختم، دم غروب حياطشون قشنگ تر ميشد، اتاقش از 2طرف 2تا در داشت، معمولا وقتي درس می خوند واسه اينكه خواهر كوچيكش مزاحم نشه …
سکس با خواهرم | داستان سكسي
https://ajabjayi.wordpress.com/2011/06/25/سکس-با-خواهرم/
Translate this page
Jun 25, 2011 – این ماجرا از سه هفته پیش شروع شده و واقعا حقیقت داره، اگرچه اینجا هیشکی هیچ داستانی رو واقعآ باور نمیکنه و سر فحش رو به نویسنده ی داستان میکشه که آی دروغه و کسشره و… خواهر بزرگم سی سالشه از شش سال پیش طلاق گرفته و با پسرش با ما زندگی میکنه.من بیکارم و…
سریال من و خواهرم (۵)
https://shahvani.com/dastan/سریال-من-و-خواهرم–۵
Translate this page
Mar 25, 2016 – همه ظاهرا خوشحال بودن غیر من.تو این چند وقت خواستگاری و آشنایی سکسمون که محدود بود به یه سکس شبانه و بی صدا مث زن و شوهرها که چندتا بچه دارن خود به خود کم شده بود.فکر میکردم که بعد نامزدی دیگه به صفر برسه.یه روز به خواهرم گفتم که اگه عروسی بکنه من دیگه باید چیکار کنم و البته با ترس ازش پرسیدم اگه …
Incest Sexy Story ^ داستان های سکسی با محارم – صفحه 85 – انجمن لوتی
https://www.looti.net/12_1255_85.html
Translate this page
منو بهاره خواهرم اسمم بهروزه و 28 سالمه سه سال پیش پدر و مادرم و خواهرم تو جاده تصادف کردن و پدر و مادم فوت شدن و خواهرم که هجده سال داشت قطع نخاع شد و از کمر به پایین هیچ حرکتی نداشت حس داشت ولی قدرت حرکت یا نشستن نداشت و از ترس شوکه شده تا چند ماه بعد از مرخص شدنش از اون موقع به بعد همه کاراشو من براش میکنم شده یه تکه گوشت …

 







NS